محمد بن ابراهيم
مقدمه 6
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى )
شده پيغام ميدهد « مرا چهل خواهر است ، كه به حكم خويشى ناموس سلطان جهانند ، كرم و فتوت سلطان عالم را روا ندارد كه بدست خربندگان لشكرگاه افتند » و بهرحال ملكشاه از قلع و قمع او در ميگذرد و فقط به خرابى برجهاى قلعه ميپردازد و باز ميگردد . اما نبايد فراموش كرد كه سپاه عظيم ملكشاهى هفده روز در بردسير مقام كرده مهمان كرمانيان بينوا بودهاند ( 472 ه . ) در تواريخ كرمان اغلب از تورانشاه ( 477 - 490 ) به لقب عادل و شاه عادل ياد كردهاند و ظاهر امر نيز اين است كه او « خير الظلمهء قاوردى » بوده است ، اما باز نبايد فراموش كرد كه تا زمان او ، هنوز تركان و سربازان سلجوقى در خانههاى مردم مسكن داشتهاند و از اين « نزول » معلوم است كه چه بدبختيها و نابسامانيها در خانه و بستر خواب مردم نازل ميشده است . « 1 » علاوه بر آن ، چشم طمع خراسان و عراق ازين سرزمين هنوز كنده نشده بوده است و عليا مخدره « تركان خاتون » زوجهء ملكشاه ، اميرى فحل و نر از امراى بزن خود را كه « انر » خوانده ميشد حوالهء كرمان كرد ، و در همين جنگ بود كه تورانشاه نيز تيرى خورد و درگذشت . لشكركشيهاى متوالى از جهت اقتصادى براى كرمان - سرزمينى كه در سال بيش از 16 سانتيمتر از باران خداوندى نصيب ندارد - و براى مردمى كه لوله آب باريكى را از 180 مترى زير زمين و بعد از ده فرسنگ كندن « رايين » قنات به روى كار ميآورند ، واقعا گران تمام مىشود . هر لشكركشى با پر كردن چندين قنات توأم بوده است ، علاوه بر آن كارگر و برزگر ( بازيار ) و كهكين كه بايستى روز و شب مشغول زراعت و چاهخوئى خود باشند ، شب و روز به بيگار و رايگان ، يا بايد ديوار برج و بارو را بالا بياورند و يا خندق بكنند و يا در ميدانهاى جنگ سپر بلا باشند . چماق تكفير ايرانشاه ، جانشين تورانشاه ( 490 - 494 ه . ) دچار گرفتارى عجيبى شد ، درست معلوم نيست كه او چه تغيير و تحولى
--> ( 1 ) - به داستان درودگر و تورانشاه ( ص 27 همين كتاب ) مراجعه شود .